خبر تلخ و سنگین بود با شنیدن خبر تمامی خاطرات کودکی زنده شد. احمد آقالو را از دریچه کوچک تلویزیون ۱۴ اینچ سیاه و سفید که تنها دلخوشی و تفریح در دهه ۶۰ بود شناختم.
کاتب. مردی که به واقع هر آنچه می دید می نگاشت نه هر آنچه که می خواست شخصیتی دوست داشتنی در سریال سلطان و شبان . داستانی که در هر برهه از تاریخ در حال تکرار شدن است.....
و چه کم اند مردانی که واقعیتهای هر برگ از تاریخ را بدون دخالت سلیقه شخصی یا برداشتهای آزاد خود فقط و فقط مبتنی بر واقعیت موجود بنگارند.......
دور نشویم... در گذشت هنرمند ارجمند جناب آقای احمد آقالو را به تمامی ایرانیان خصوصا خانواده ایشان و جامعه هنری تسلیت عرض میکنم. روحش شاد
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 18:22  توسط سیمرغ
|
|
پيكر احمد آقالو، فردا تشييع ميشود
خبرگزاري فارس: پيكر احمد آقالو، هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و راديو صبح فردا، پنجم آذر ماه از مقابل ساختمان راديو در ميدان 15خرداد تشييع ميشود. |
● گزارش تصويري مرتبط ---------------- |
به گزارش خبرنگار فارس، احمد آقالو، از هنرمندان و پيشكسوتان عرصه تئاتر، سينما، راديو و تلويزيون به دليل ابتلا به بيماري سرطان كه مدتها از اين بيماري رنج ميبرد، ساعت 21:30 شب گذشته در منزلش درگذشت.
بنا بر اين گزارش، پيكر اين هنرمند قديمي، ساعت 9 صبح فردا از مقابل ساختمان راديو در ميدان 15 خرداد به سمت قطعه هنرمندان در بهشت زهرا تشييع ميشود.
به گزرش فارس، احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد. بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليتهاي آقالو ميتوان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعههاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.
در كنار بازي «آقالو» در نقش بهيادماندني «كاتب» در سريال «سلطان و شبان»(داريوش فرهنگ) از فعاليتهاي سينمايي وي ميتوان به فيلمهايي چون پاداش، يك تكه نان، گاهي به آسمان نگاه كن، دارا و ندار، مهره، عبور از تله، كودكاني از آب و گل، پاتال و آرزهاي كوچك، تمام وسوسههاي زمين، زنجيرهاي ابريشمي و دادشاه اشاره كرد.
وي علاوه بر بازي به دوبلاژ نيز پرداخته و در فيلمهاي مجنون، پاتال و آرزوهاي كوچك و بيبي چلچله سرپرستي گويندگان را عهدهدار بود.
آخرين كاري كه از آقالو ديده شد ،تله تئاتر «دل سگ» به كارگرداني محمد يعقوبي بود كه هفته گذشته از شبكه چهار سيما پخش شد. او همچنين در سريال «يك مشت پر عقاب»(اصغر هاشمي) ايفاي نقش كرده بود.
وي در عرصه تئاتر نيز فعاليتهاي زيادي داشته كه ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد.
بازي در نمايش"آنتيگونه در نيويورك" به كارگرداني"هما روستا"
بازي در نمايش”اديپ“
بازي در نمايش”آنجا كه ماهيها سنگ ميشوند“
بازي در نمايش”پلنگ نيمروز“
بازي در نمايش”عروسي خون“
بازي در نمايش”همشهري پرسه“به كارگرداني”مهدي هاشمي“،
بازي در نمايش”ازدواج آقاي ميسيسيپي“به كارگرداني”حميد سمندريان“
بازي در نمايش”يادگار سالهاي شن“به كارگرداني”علي رفيعي“
بازي در نمايش”آئورا“به كارگرداني”آتيلا پسياني“
بازي در نمايش”مكتب“به كارگرداني”مجيد جعفري“
بازي در نمايش”تراژدي كسري“به كارگرداني”مجيد جعفري“
بازي در نمايش”مجلس نامه“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش”مصاحبه“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش”شهادتخواني قدمشاد مطرب“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش”پل“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش”خروس“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش”غروب روزهاي پاييز“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش تلويزيوني”همه پسران من“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش تلويزيوني”كشتي اسپرانزا“به كارگرداني”محمد رحمانيان“
بازي در نمايش تلويزيوني”بازرس وارد ميشود“به كارگرداني”رضا بابك“
بازي در نمايش تلويزيوني”كسب و كار آقاي فابريزي“به كارگرداني”رضا خاكي“
بازي در نمايش تلويزيوني”ماه پنهان است“به كارگرداني”خسرو شايسته“
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 18:9  توسط سیمرغ
|
یکی از دوستان در قسمت نظرات شعری زیبا نوشتند که با اجازه ایشان نمایش میدهم فقط ایکاش نام شاعر را نیز ذکر می کردند:
آبادی میخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست
اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:16  توسط سیمرغ
|
درین دوران بلوا که هر ناکسی به نام دفاع از فرهنگ و تاریخ ایران و به نام خرافه زدایی مفاهیم و ارزشهای اصیل ایرانی را با ترکتازیهای ناجوانمردانه خود مورد هجوم قرار می دهد بر خود به عنوان یک ایرانی واجب دانستنم تا با دانش هر آنچه اندک خود را در صف خریداران یوسف قرار دهم و کلافی از نخ به پیشگاه تاریخ والای ایران زمین عرضه دارم.
مدتهای تقریبا زیادی است که بسیاری از کانالهای ماهواره ای به اصطلاح میهن پرست با دعوت از افرادی که خود را محقق و ..... می نامند اقدام به پخش برنامه هایی در راستای مبارزه با اسلام که آنها وی را دینی وحشی مینامند می کنند. اما توجه دوستان موافق یا مخالف را به چند سئوال منطقی جلب میکنم و خواهانم تا پاسخی منطقی نیز بدین پرسشها بدهند باشد که ما هم از به اصطلاح جهالتی که این محققین !!!!!!!!! منظور نظر دارند رهایی یابیم. از دیگر دوستان که این چالش را به تماشا می نشینند خواهان قضاوتی کاملا عادلانه و تحقیقی بی غرض هستم.
و اما سئوالات:
۱- کتابها و مراجعی که این اندیشمندان به آن اتکا می کنند را معرفی کنید تا ببینیم اصلا این کتب می توانند به عنوان مرجع مورد استفاده قرار گیرند و اینکه دیگر محققین بنام این کتب را مرجع می دانند یا خیر ( لزوم اینکار را دوستانی که به صورت حرفه ای کار تحقیق انجام می دهند درک می کنند)
۲- مشکل این افراد با خود دین اسلام است؟ یا با پیامبر و امامان شیعه؟ و یا با باورهای اهل سنت؟ و یا با حکومتی که اکنون در ایران در راس امور قرار دارد؟ ( منظور از ایراد چنین سئوالی را در پستهای بعدی درک خواهید کرد)
۳- آیا مشاهیر بزرگ ایران زمین را که پس از اسلام می زیسته اند (مانند بوعلی سینا یا شیخ شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی)جزو تاریخ والای ایران میدانید و بدانها ارج می نهید یا خیر؟
۴- در ایراداتی که به بزرگان مذهبی اسلام مثلا علی ابن ابیطالب گرفته میشود این است که وی فلان تعداد یهودی کشت و یا فلان تعداد همسر داشت و یا ........... سئوال اینجاست : طبق چه مدارکی این اتهامات را ثابت شده می دانید؟
۵- آیا دین مسیحیت را نیز مانند اسلام دینی متحجر و خشن و دروغین می دانید؟
منتظر پاسخ شما هستم تا بلکه من هم از ظلمت رهایی یابم!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:0  توسط سیمرغ
|
حساب اسلام از مسلمانان جداست........................ (دکتر علی شریعتی)
جمله بالا یکی از درست ترین جملاتی است که بسیار کوتاه و خلاصه به بسیاری از بی مهریهایی که به اسلام روا می گردد پاسخ می دهد. دوستان عزیز برداشت و تفسیر خود را از جملات بالا بیان دارند تا در وبلاگ نمایش داده شود
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:46  توسط سیمرغ
|
آرزویم پایان هر گونه بی مهری به فرهنگ و هنر وتاریخ .....وطنم ایران است.
من ایران را با تمامی برگهای دفتر تاریخ آن خواهانم. من اعتلای ایران را تنها تا قبل از اسلام و یا فقط پس از اسلام نمی دانم. کشور من مخلوطی است از آداب و سنن مختلف. فرهنگ ایران به یمن وجود بزرگمردانی چون فردوسی و یا مولوی مانند دریا فضولات فرهنگی را به مرور زمان از خود می راند.
من همانگونه که به منشور حقوق بشر کوروش بزرگ می بالم به فیه ما فیه مولوی نیز افتخار می کنم. من کشورم را با تمامی تاریخ آن خواهانم. تاریخ ایران به خاطر ندارد که اجانبی به آن بتازند اما پس از مدتی تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار نگیرند.
ولی من باور دیگری نیز دارم. تنها بالیدن به افتخارات گذشته کافی نیست. باید برای زدودن غبار و زنگار از رخسار فرهنگ ایران تلاش کنیم.
ادامه دارد
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 23:35  توسط سیمرغ
|
تصمیم گرفتم نوشته هایم را که در لحظات گشتن درین دنیای مجازی از ذهنم تراوش می کند جایی در همین دنیای مجازی ثبت کنم. تا شاید مکانی برای تبادل افکار با دیگر دوستان صاحب نظر گردد. به همین خاطر چنین شد که می بینید. هر روز منتظر نظرات و مطالب و نقدهای شما عزیزان هستم تا شاید درین دمسردیهای زندگی حیوانی یا به عبارتی غریزی و روزمره مکانی بیابیم برای فرو شدن در اعماق احساسات ناب انسانی و شستشوئی کرده باشیم درین جوی روان که حافظ علیه الرحمه می فرماید:
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
علی پشت و پناهتان باد.........
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:46  توسط سیمرغ
|