ایران را می گویم.....
آرزویم پایان هر گونه بی مهری به فرهنگ و هنر وتاریخ .....وطنم ایران است.
من ایران را با تمامی برگهای دفتر تاریخ آن خواهانم. من اعتلای ایران را تنها تا قبل از اسلام و یا فقط پس از اسلام نمی دانم. کشور من مخلوطی است از آداب و سنن مختلف. فرهنگ ایران به یمن وجود بزرگمردانی چون فردوسی و یا مولوی مانند دریا فضولات فرهنگی را به مرور زمان از خود می راند.
من همانگونه که به منشور حقوق بشر کوروش بزرگ می بالم به فیه ما فیه مولوی نیز افتخار می کنم. من کشورم را با تمامی تاریخ آن خواهانم. تاریخ ایران به خاطر ندارد که اجانبی به آن بتازند اما پس از مدتی تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار نگیرند.
ولی من باور دیگری نیز دارم. تنها بالیدن به افتخارات گذشته کافی نیست. باید برای زدودن غبار و زنگار از رخسار فرهنگ ایران تلاش کنیم.
من ایران را با تمامی برگهای دفتر تاریخ آن خواهانم. من اعتلای ایران را تنها تا قبل از اسلام و یا فقط پس از اسلام نمی دانم. کشور من مخلوطی است از آداب و سنن مختلف. فرهنگ ایران به یمن وجود بزرگمردانی چون فردوسی و یا مولوی مانند دریا فضولات فرهنگی را به مرور زمان از خود می راند.
من همانگونه که به منشور حقوق بشر کوروش بزرگ می بالم به فیه ما فیه مولوی نیز افتخار می کنم. من کشورم را با تمامی تاریخ آن خواهانم. تاریخ ایران به خاطر ندارد که اجانبی به آن بتازند اما پس از مدتی تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار نگیرند.
ولی من باور دیگری نیز دارم. تنها بالیدن به افتخارات گذشته کافی نیست. باید برای زدودن غبار و زنگار از رخسار فرهنگ ایران تلاش کنیم.
ادامه دارد
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 23:35  توسط سیمرغ
|
